تبلیغات
سیروان دانلود - تفسیر سوره ی علق
 
سیروان دانلود
سیروان
درباره وبلاگ



من خدایی دارم ، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها
مهربان ، خوب ، قشنگ
چهره اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می گوید ، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد ، او مرا می خواند ، او مرا می خواهد …


منتظر نظرات گرمتان هستم.با تشکر

مدیر وبلاگ : سید حامد موسوی
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ چیست؟







پنجشنبه 3 مرداد 1392 :: نویسنده : سید حامد موسوی
(جهت مشاهده بقیه توضیحات به ادامه مطلب بروید)


مشهور است که سورۀ علق، اولین سوره ای است که در بعثت پیامبر اسلام بر حضرتش نازل
 شده البتّه این سوره 2 فراز دارد حداقل که فراز دومش قاعدتاً نمی‌تواند همراه با آغاز نزول
 وحی باشد. و ظاهراً بعد از چند سال از بعثت پیامبر نازل شده است آنجا که می فرماید: أَرَأَیْتَ
 الَّذِی یَنْهَى ،عَبْدًا إِذَا صَلَّى ، ولی فراز آغازین سوره می تواند همراه و همزمان با بعثت نازل
 شده باشد. ما در برنامۀ امروز بیشتر آن فراز ابتدایی را مورد بحث قرار می‌دهیم که شامل چندآیۀ نخستین است. 
می فرماید : بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ  خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ  اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ  الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ  عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ. 

ترجمۀ ابتدایی این آیات خیلی روشن است می فرماید: بخوان بنام پروردگارت که خلق کرد، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ  ، انسان را از علق آفرید که علق عبارت از یک خونِ بسته ای است که مرحلۀ  تطور و تکاملِ نطفۀ‌ اولیه است انسان در ابتدا یک نطفه است و تبدیل می‌شود به علقه و بعد علقه تبدیل می شود به مزقه، این مزقه ابتدا بی شکل است و بعداً شکل به هم می زند تا در قالب یک طفل انسان متولد می شود. البتّه مراحل تحول نطفه تا  تولد انسان را هم می توانید در آیه 5 سوره حج ببینید و هم در آیات 13 و 14  به بعد  سوره مبارکۀ مومنون ببینید. 
قصد داریم در ضمن سورۀ علق به چند نقطۀ‌ کلیدی اشاره بکنیم .
اولاً ‌یک شأن نزولی برای سورۀ علق در کتاب ها نوشته شده، در تفاسیر نوشته شده. مثل اینکه پیامبر اسلام در غار حراء ‌بودند، در غار حراء‌ مشغول عبادت بودند. که جبرئیل بر ایشان نازل شده و به ایشان گفته که بخوان، ایشان را تکان داده،‌ شدیداً تکان داده، پیامبر گفته که من نمی توانم بخوانم، و بعد مجدداً فشارش داده ،‌ تا 5 آیه را برایش خوانده و بعد پیامبر از غار و کوه پایین آمده و رفته به سراغِ خدیجه، ماجرا را با خدیجه در میان گذاشته و خدیجه هم به حضرت دلداری داده و او را برده پیشِ شخصی به نام ورقه نوفه ، و او هم بعد از شنیدن ماجرا، به حضرت گفته که  بشارت می دهم که تو به پیامبری برانگیخته شده ای. این قبیل شأن نزول ها که در بعضی از کتاب های تفسیری یا تاریخی، ‌یا حدیثی وارد شده، اینها دیدگاه هایی است که معمولاً در منابع اهل سنت وارد شده و با بینشِ صحیح اسلامی و قرآنی سازگاری ندارد. یعنی مشکلی ندارد که ما بگوییم پیغمبر در غار حرا به پیامبری برانگیخته شد. اما اینکه فکر کنیم که پیامبر متوحش شد و آمد به سراغ خدیجه، خدیجه ایشون را برد به سراغ ورقه، ورقه گواهی به پیامبری را به ایشون داد  اینها چیزی جز افسانه هایی حقیقتاً نیست که می‌تواند ضرب بزند و خدشه بزند به آن شخصیّت معصومانۀ پیامبر و آن علم و یقینی که رسول خدا از رهگذر پیامبری بدست می‌آورد و مطمئن می‌شود که واقعاً ‌رسول پروردگار عالم است. 
امام صادق می فرماید : که وقتی خداوند انسانی را به نبوّت بر می انگیزند سکینه یعنی آرامش و وقار را به جان او القاء می کند بطوری که می‌شود عین یقین نسبت به آن ماموریتی که خدا به او داده. این یک نکتۀ تفسیری است چون شما معلمان عزیز ممکن است در مقامِ‌تدریس این قضایا برای دانش آموزان به هر حال باید توجه داشته باشید که اصل تاریخ اصلام،‌ تاریخِ بعثت پیامبر دقیقاً چه بوده و واقعاً‌ چه وقایعی رخ داده است. 
ذهن شما را جلب می کنیم به خطبه ای در نهج البلاغه به نامِ خطبۀ قاسعه . در خطبۀ قاسعه ، علی ابن ابیطالب می فرماید: آن لحظه ای که پیغمبر به پیامبری برانگیخته شده من با پیامبر بودم. و من حتی نالۀ شیطان را هم شنیدم. که شیطان از جهتِ اینکه می‌بیند که خدا پیامبر اسلام را برانگیخته یک زوزه ای و یک ناله ای می کشد که دیگر از این به بعد کار ما سخت شد با آمدن پیامبر اسلام و هدایتِ‌پیامبر اسلام. پس پیغمبر در غار حراء‌و در جبل نور هم تنها نبوده و علی ابن ابیطالب با او بوده، پیغمبر هم همین جا است که به علی می فرماید : انک تَسمَعُ ما اَسْمَعُ و تَری ما اَری ،  تو هم پیغمبر نیستی، ولی این معرفت را خداوند بهت می دهد که آنچه را که من ببینم ببینی، و آنچه را که من بشنوم بشنوی. و از همان جا پیامبر دست می گذارند روی علی ابی طالب به عنوانِ وزیر خود یعنی کمک کار خود. علی (ع) کمک کار رسول الله شدند. این نکتۀ‌اول در تفسیر آیات سورۀ علق بودند. 
نکتۀ‌دوم اینکه واقعاً‌ در تفسیرِ سورۀ علق خوب است به آن توجه کنیم این است که واقعاً‌ اینکه در نخستین پیامِ قرآن، در نخستین نزولِ قرآن، خدای تبارک و تعالی سخن از تعلیم به میان می‌آورد و قلم را وسیلۀ تعلیم معرفی می‌کند و این 2 مسئله را با کرامتِ‌خودش گره می زند این یعنی چه؟ می فرماید : اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، پروردگار تو اکرم است،‌ اکرم افضل التفصیل از کریم است، یعنی کریم ترین کریمان، و یکی از مظاهر کرامت الهی این است که الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ  ،  به وسیلۀ قلم به تعلیم می پردازد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ،‌ به انسان چیزهایی را که نمی داند می آموزاند، این غیر از این است که خودِ این یک اعجازی است چون در جامعه ای که به تعبیر قرآن جامعه جاهلی بوده و فرهنگ قالب و مسلط فرهنگ جاهلیت بوده چه جای سخن گفتن از تعلیم و تعلم ، قلم ، کتابت و نوشتار است. واقعاً‌ خودِ ‌این کمتر از یک اعجاز در چنین شرایطی نیست و طبعاً این یکی از افتخارات اسلام است که در آن به مسئلۀ علم،‌ تعلیم، تعلم، قلم و نوشتن بها می دهد چنانچه ما در این زمینه سوره ای هم به نام سوره قلم داریم که، در آن به شأن قلم و نوشتار سوگند خورده شده، که ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ
این هم نکتۀ تفسیری دوم، و نکتۀ‌سوم این است که می فرماید : اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ  ،‌ خلق یک فعل متعدی است نیاز به مفعول دارد که مفعولش ذکر نشده است. یعنی در این موارد می‌توانیم مفعول را مطلق درنظر بگیریم. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ  ، یعنی خلق کل شی ، بعد که می فرماید خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ  ، اصطلاحاً‌ این را می گویند تخصیصِ بعد از تعمیم، ذکر خاصِ بعد از عام، این خدایی که خالق همۀ موجودات و همۀ اشیاء است از جمله خلق انسان من علق، ‌انسان را از علق آفرید و علق یک خون بسته ای است که بعد از تطور نطفه شکل می گیرد، مثل زالویی که به دیواره های رحم می چسبد و از خونِ مادر تغذیه می کند. اجمالاً‌ این هم یک نکتۀ علمی است از نکته های علمی قرآن کریم و در انتها می‌فرماید : كَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَیَطْغَى  أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى ،  علی رغم اینکه این حقایق می‌آید متاسفانه انسان گاه سر به طغیان بر می دارد، آنگاه که دچار اشتباهِ محاسبه می‌شود و آن احساسِ بی نیازی است. اینکه می فرماید أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى، اسْتَغْنَى به معنای احساس بی نیازی است نه حقیقتاً‌ بی نیاز شدن انسان. برای اینکه بی نیاز واقعی خدا است،‌این خدا است که غنی به ذات است. انسان گاهی به صورت کاذب احساسِ بی‌نیازی می کند که البته این احساس ، احساسِ نادرستی است. هروقت که به انسان احساسِ‌ بی نیازی دست دهد می‌افتد در دام طغیان و طغیان گری.

می فرماید: أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَیْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَیْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى ، تا جاییکه می ‌فرماید: كَلَّا لَئِن لَّمْ یَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَةِ ، همانطور که مفسران هم اشاره کردند به نظر می‌آید که این فراز یعنی از آیۀ نهم سورۀ مبارکۀ علق متعلّق به دورانی است که در آن دوران پیامبر اسلام آمده، اصلِ دعوت ِخودش را با مردم در میان نهاده و حتّی به عنوان یک سنّت اسلامی ایشون می آیند در مسجد الحرام و نقاط دیگر نماز می خوانند و حتّی معروف و متداول شده که پیامبر نماز می خواند، یاران ایشون نماز می‌خوانند و چه بسا نماز خواندن ایشون آن هم در جایی مثل مسجد الحرام مایع اعتراض و مخالفت برخی ها قرار می‌گیرد. و آن‌ها به پیامبر فشاری می آورند که مثلاً اگر شما می‌خواهید نمازی بخوانید بروید در منزل نماز بخوانید، چرا اینجا نماز می‌خوانید؟ چون می‌فرماید: أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى نظر تو دربارۀ‌آن کسی که نهی می کرد بنده ای را زمانی که نماز می خواند چیست؟ طبعاً ما باید 1- الذی ینها را بشناسیم، 2- عَبْدًا إِذَا صَلَّى را بشناسیم . وقتی به تفاسیر مراجعه می کنیم، ‌به شأن نزول این آیات مراجعه می کنیم می بینیم که این الَّذِی یَنْهَى یعنی کسی که پیغمبر را  از نمازگزاران نهی می کرد کسی جز ابوجهل نبوده که از سرسخت ترین دشمنانِ رسول خدا بوده . خوب عَبْدًا إِذَا صَلَّى هم ظاهراً مصداقی جز رسول خدا ندارد که پیامبر در حال نماز بوده با مزاحمت و ممانعت ابوجهل روبرو می‌شده. سؤالی داریم اگر قرار باشد پیامبر اسلام در نقطه ای بایستد و به نماز بپردازد این نماز او چه مشکلی ایجاد می‌کند برای کفار، برای مشرکین، برای امثالِ ابوجهل که اینها بیایند مانع نماز پیامبر بشوند؟
برای این منظور آیه ای در سورۀ‌ فصلت قرائت می‌کنیم، در این آیه به یک نکته‌ای اشاره شده و بعد برمیگردیم پیوند آن آیه و این آیات را ارزیابی می‌کنیم. آیه 26 سوره فصلت می‌فرماید: وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ، کافران می‌گفتند که به این قرآن گوش فرا ندهید و زمانی که قرآن خوانده می‌شود، همهمه بیندازید،‌ سروصدا به پا کنید بلکه به این وسیله شما بر محمّد و یاران او پیروز شوید. اصل ماجرا از این قرار است که رسول گرامی اسلام در سالهای آغازین بعثت موظف بود که آیاتِ‌ قرآن را به گوش مردم برساند حتّی به گوش کافران  و مشرکان برساند و به این موضوع اصطلاحاً می‌گویند اسماعِ قرآن، اسماع یعنی به گوش رساندن قرآن،‌ قرآن کریم وقتی که به گوش ها می‌رسید اگر فطرت‌های سالم و دل‌های پاک آیات قرآن را می‌شنید، قاعدتاً متحول هم می‌شد و در مکه پیامبر اسلام همین‌طور که اصحاب پیروانی بهم می‌زد یعنی قران را و آیات قرآن را تلاوت می کردند، به گوش‌ها می‌رساندند یواش یواش این اسباب توجه و تحول  دلها را فراهم می کرد.
و چون مشرکان و سران قریش احساس کردند که قرآن روی مردم اثر می گذارد تصمیم گرفتند که در مقابلِ قرآن خوانی پیامبر ایستادگی بکنند و نگذارند که پیامبر اسلام قرآنِ خود را به گوش ها برساند. 
بعد از اینکه این مطلب را از آیۀ  26 فصلت دریافتیم حالا به نظر می آید أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى هم در همین ارتباط باید معنا شود. به این صورت که رسول گرامی اسلام در قالبِ‌نمازی که در مسجد الحرام می خواندند سوره هایی را انتخاب می کردند و این سوره‌ها را آشکارا با قرائت فصیحانه می‌توانستند به گوش رهگذران برسانند. یعنی نماز از جانبِ پیغمبر یک بُعد عبادتِ فردی داشت و یک بُعد تبلیغِ دینی و تبلیغِ اجتماعی داشت. پیغمبر ایستاده و نماز می خواند، افراد هم وارد مسجد الحرام می شوند به قصد طواف دورِ کعبه می‌بینند که فردی ایستاده و در حال زمزمه ای است به او نزدیک می شدند پیغمبر داشت نمازش را می خواند اما آیات قرآن را هم  به گوش ها می‌رساند. اینجاست که مشرکان رسول گرامی اسلام را مورد نهی قرار می دادند. و می‌گفتند که اگر تو می‌خواهی نماز بخوانی برو در خانه ات نماز بخوان چرا اینجا نماز می‌خوانی.
اما در آیات بعد خدای تبارک و تعالی می فرماید این کسی که رسول خدا را نهی می کند از نماز خواندن، توجه به این ندارد که این عَبدِ ما، این بندۀ ما بر مسیرِ هدایت گام بر می‌دارد و دیگران را به تقوا امر می کند آیا این مردی که پیامبر را از نمازخوانی نهی می‌کند به این موضوع توجّه ندارد که دارد حقایقی را تکذیب می کند و از حقایقی روی برگردان می‌شود. و در همین حال خدا او را خواهد دید أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى بعد می‌فرماید چنین نیست که نقشه ها و مکرهای کفار و مشرکان به ثمر برسد. نه خدای تبارک و تعالی خنثی خواهد کرد این نقشه ها و کیت ها را . كَلَّا لَئِن لَّمْ یَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَةِ  نَاصِیَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ  فَلْیَدْعُ نَادِیَه سَنَدْعُ الزَّبَانِیَةَ . در این آیات اشاره می شود به یک ماجرای دیگری، این ماجرا بر می گردد به تهدید ابوجهل، ابوجهل یک روز پیغمبر را تهدید می کند زمانی که این نهی ها  کارساز نمی شود پیغمبر را تهدید می کند و به اصحاب و یارانِ خودش می گوید اگر یک بار دیگر پیغمبر در مسجد حرام نماز گذارد گردن او را خرد خواهم کرد. و تصورش این است که پیغمبر دیگه از نمازخوانی دست می کشد، یک مرتبه می‌آیند به او گزارش می دهند و می گویند باز مشغولِ‌نماز است. ابوجهل راه می افتد که تهدیدِ خود را عملی سازد و به اصطلاح خود گردنِ پیغمبر را خرد بکند همین طور که می رود به سوی رسول خدا اصحابِ‌او می بیند که یک مرتبه با وحشت به عقب بر می‌گردد. سؤال می کنند که ای ابی الحکم چه شد برگشتی؟ مشرکین به او می گفتند ابی الحکم پیغمبر به او گفت ابوجهل، ایشون دست به یک اعتراف عجیبی می زند و می‌گوید من رفتم به سوی او که او را بازدارم و گردنِ او را خرد کنم اما ناگهان بین خود و او ، ‌او را حفره ای از آتش یافتم و فرشتگانی که لبۀ ‌این آتش ایستاده بودند دست‌ها را بلند می کردند که مرا بگیرند بیاندازند در آن آتش. پیامبر بعدها فرمود که به خدا قسم اگر قدمی جلوتر می آمد فرشتگان او را می گرفتند و در جهنم و زبانه‌های جهنم می‌انداختند. این معنای لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَةِ  نَاصِیَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ  فَلْیَدْعُ نَادِیَه سَنَدْعُ الزَّبَانِیَةَ این است می خواهیم نتیجه بگیریم که خدای تبارک و تعالی برای یک لحظه حجاب را از جلوی چشمِ ابوجهل برداشت و او با چشم برزخی در همین دنیا جهنم و زبانیه‌های جهنم و سقوط خود را در جهنم دید و احساس کرد، همین می توانست عامل تنوع و بیداری و تحول روحی او بشود که متاسفانه از آن استفاده نکرد. و در انتهای این سوره خدای تبارک و تعالی آن جایی که به رسول خدا می گوید کَلاَّ لا تُطِعْهُ ، اشاره به همین ماجراها دارد که ای رسول ما، تو از جانبِ ما هدایت می شوی، بنابراین از ابوجهل اطاعت نکن و به کار خود ادامه بده. یعنی آن نمازخوانی و رساندن آیات قرآن به گوش مردم از قِبَلِ تلاوت هایی است که در نماز دادی. 





نوع مطلب : تفسیر قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 12:19 ب.ظ
Excellent post. I used to be checking continuously this
blog and I'm inspired! Extremely useful information particularly the closing phase :
) I maintain such info much. I used to be seeking this particular info for a long time.
Thank you and good luck.
جمعه 17 فروردین 1397 08:54 ب.ظ

Reliable data. Thank you.
cialis dose 30mg buy cheap cialis in uk can i take cialis and ecstasy cialis farmacias guadalajara cialis pills acheter cialis meilleur pri walgreens price for cialis buy original cialis prix de cialis we recommend cheapest cialis
جمعه 3 فروردین 1397 05:43 ب.ظ

You reported that adequately.
low dose cialis blood pressure miglior cialis generico cialis rezeptfrei sterreich generic low dose cialis cialis online napol cialis price in bangalore cialis 5 mg para diabeticos overnight cialis tadalafil prices on cialis 10 mg prescription doctor cialis
دوشنبه 28 اسفند 1396 12:25 ق.ظ

Appreciate it! Numerous info!

link for you cialis price prix cialis once a da buy cialis online we like it safe cheap cialis cialis et insomni canada discount drugs cialis we choice cialis uk cialis para que sirve buy cialis online legal calis
شنبه 25 شهریور 1396 01:03 ق.ظ
Hello friends, pleasant piece of writing and nice arguments commented here, I am
in fact enjoying by these.
شنبه 14 مرداد 1396 03:22 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this topic
to be actually something which I think I would never understand.
It seems too complicated and very broad for me. I'm looking forward for your next post,
I will try to get the hang of it!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:48 ب.ظ
I could not resist commenting. Very well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :