تبلیغات
سیروان دانلود - تفسیر سوره ی بلد
 
سیروان دانلود
سیروان
درباره وبلاگ



من خدایی دارم ، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها
مهربان ، خوب ، قشنگ
چهره اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می گوید ، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد ، او مرا می خواند ، او مرا می خواهد …


منتظر نظرات گرمتان هستم.با تشکر

مدیر وبلاگ : سید حامد موسوی
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ چیست؟







پنجشنبه 3 مرداد 1392 :: نویسنده : سید حامد موسوی
(جهت مشاهده بقیه توضیحات به ادامه مطلب بروید)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
 لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ(1) وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ(2) وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ (3)لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ(4)
 أَیَحْسَبُ أَن لَّن یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ(5) یَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا(6) أَیَحْسَبُ أَن لَّمْ یَرَهُ أَحَدٌ(7) أَلَمْ نَجْعَل
 لَّهُ عَیْنَیْنِ(8) وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ(9) وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ(10)
در برنامه امروز نگاه کوتاهی به آیات سورۀ بلد می افکنیم. سوره مبارکه بلد از جمله سوره های مکی است که در مکه نازل شده ،آغاز آن با چند سوگند همراه است و یک جواب سوگند که معمولاً سوگند های قرآن با یک جوابی همراه است. بعد خدای تبارک و تعالی پاره ای از نعمت های خودش را برای انسان متذکر می شود که انسان را قدردان نعمت های خودش قرار دهد و در انتهای سوره یک دستورالعملی را در پیش پای انسان می گذارد که اگر انسان آن دستور المل را انجام دهد چگونه بتواند به کمالات لازمه دسترسی 
پیدا کند. این محتوای کلی سورۀ مبارکۀ بلد است. و اگر انسان بتواند آن دستورالعملی را که خداوند برای او تجویز کرده انجام دهد نهایتاً در شمار اصحاب میمنه قرار می گیرد که از سعادتمندان است. 
یک نگاهی شتابزده به کلیات سورۀ مبارکۀ بلد می افکنیم انشاء الله که شما بتوانید خودتان با مطالعۀ بیشتر نکات ریزتر این سوره را هم درک کنید.  
ابتدای سوره می فرماید  لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ من قسم نمی خورم به این سرزمین، حال آنکه تو مقیم در این سرزمین هستی، اولین نکتۀ تفسیری این است که آیا بالاخره قرآن می خواهد قسم بخورد یا قسم نخورد. آیا این لَا أُقْسِمُ به معنای اقسموا هست یعنی لا ، لای زائده است  یا نه حقیقتاً قرآن در مقام قسم خوردن نیست، پاسخی ما می گوییم این است که خدای تبارک و تعالی در سوره های دیگر قسم خورده به سرزمین مکه، از جمله سورۀ تین و می فرماید وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ  وَطُورِ سِینِینَ  وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ در وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ صراحت داردکه خدای تبارک و تعالی دارد قسم می خورد بنابراین اینجا هم لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ظاهراً در معنای أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ است  اما چرا خدای تبارک و تعالی از یک لا استفاده کرده شاید بخواهد خدا یک پیامی را انتقال دهد به کفار و مشرکان قریش و آن این است که من قسم می خورم به این کعبه، قسم می خورم به این سرزمین، اما به شرط آنکه قداست آن کعبه و این سرزمین را شما از بین نبرده باشید. به عبارتی من در مقام قسم خوردن هستم اما اگر می گویم لَا أُقْسِمُ این بدان دلیل ایست که شما قداست و حرمت این خانه را با بت پرستی و با شرک و با اذیت و آزار موحدان دارید خدشه دار می کنید، بنابراین خدای تبارک و تعالی در مقام قسم خوردن به سرزمینی است که قداست دارد و احترام دارد، شرافت دارد و انگار می خواهد این نکته را القاء کند که کارهای شما، کارهای شما، لوس کردن حرمت کعبه، آن را با بت پرستی آلوده کردن مرا از قسم خوردن می خواهد منصرف بکند.  
بنابراین لَا أُقْسِمُ در حالی که شایسته است قسم بخورند به دلیل اینکه کعبه سرزمین با برکتی است . سرزمین مقدسی است. خانۀ امن است و محل نشو و نما و زندگی تو است که رسول خدایی و برگزیدۀ ما هستی و وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ شهری که تو ساکن آن هستی. این حرمت دارد که من قسم را بخورم بعد می گوید: وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ قسم به پدر و فرزندش ،وَالِدٍ پدر است وَمَا وَلَدَ کسی که از او به وجود آمده و فرزندش است. تفسیرهای زیادی شده است که مراد از والد کیست و مراد از فرزندش کیست؟ یک احتمال داده اند که مراد از والد حضرت آدم است برای اینکه در قران کریم از آدم تعبیر شده  به پدر ماها، می فرماید: یا بنی آدم، شما بنی آدم هستید، لا ینفسکم الشیطان ، شیطان شما را نفریبد، کما اخرج ابویکم من الجنته، همانطور که پدر شما، پدر و مادر شما ، ابویکم یعنی پدر و مادر شما را از بهشت خارج کرد. اینجا پدر و مادر آدم و ابوالبشر است. 
بنابراین اگر والد آدم باشد ماولد می شوند بنی آدم یعنی نسل او ، این یک تفسیر است. تفسیر دوم این است که والد، ابراهیم خلیل باشد که این خانه را بر پا کرد و ماولد اسماعیل ذبیح باشد که کمک کار پدرش بود در به کار بردن این خانه و معمار کعبه شدند و البته در قرآن کریم یک جا از ابراهیم به عنوان پدر یاد شده آنجا که می فرماید: مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمینَ شما باید از راه و روش پدرتان ابراهیم استفاده بکنید او نخستین بار شما را مسلمان نام نهاد. بنابراین مراد از والد مقام والای ابراهیم است و مراد از ما ولد مقام والای اسماعیل است این هم تفسیر دوم است. حتی ما می‌توانیم تفسیر سومی هم با قرائنی برای والد و ماولد اعلام کنیم. این تفسیر سوم این است که رسول گرامی اسلام پدر معنوی امت است کما اینکه علی ابن ابیطالب پدر معنوی دوم امت بوده و یک مرتبه پیامبر اسلام به علی فرمود: یا علی انا و انت ابوا هذه الامت، ای علی من و تو دو پدر برای این امت هستیم. البته پیامبر اسلام پدر ظاهری هیچ کس از افراد امت نبود، ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله وخاتم النبیین . ، ولی پدر معنوی امت بود، قسم به این پدر و امت اسلام می شوند فرزندان معنوی رسول الله. 
بنابراین سوره با دو تا قسم شروع می شود یکی قسم به این سرزمین و دیگر قسم به پدر و فرزندش که تفسیرهای متعددی دارد که لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ ما انسان را در رنج آفریدیم زندگی انسان مملو از رنج و زحمت است. انسان فکر نکند که حالا اگر به ثروتی و قدرتی رسید، به ناز و نعمتی رسید دیگر این دنیا برای او بهشت امن و بهشت ابدی است، اصلاً تقدیر الهی است که زندگی او با هاله ای از رنج و سختی و مبارزه همراه باشد. و در حقیقت اینها شر نیست. اینها می تواند سازنده روح و روان انسان باشد چنانچه در سوره انشقاق آیه 6 می فرماید: یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ ای انسان تو همواره در کدحی. آنجا کدح هم به معنای سختی و صلالت و مبارزه است در طول عمرت باید به سوی پروردگارت یک زندگی توام با ریاضت و سختی را از سر بگذرانی تا به ملاقات پروردگار نائل بشوی . می فرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ  ما انسان را در سختی آفریدیم انسان اصلاً ‌نباید در این دنیا توقع راحتی مطلق داشته باشد بخشی از طبیعت زندگی سختی است. حتی اگر انسان به ظاهر اسباب عیش و رفاه و مال و ثروت و قدرت را داشته باشد أَیَحْسَبُ أَن لَّن یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ آیا انسان می پندارد که هیچ کس قادر نیست بر او دست یابد خوب این تصور تصور غلطی است. یَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا یک روزی است که دندان انگشت حسرت به دندان می گزد. یک روزی است که او حسرت وجودش را پر می کند و می گوید مال زیادی را تلف کردم. این آیه حکایت از حسرتی است که انسان را در بر می گیرد در روز قیامت که یوم تقابل است. أَیَحْسَبُ أَن لَّن یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ آیا گمان می کند که هیچ کس او را ندیده و نمی بیند که این آیات انتهایی تنبهی است که انسان باید هیچ وقت خدا را از بین نبرد و فکر نکند که قادر مطلق شده انسان موجودی عاجز و ضعیف بیش نیست هرچند که ممکن است امکاناتی در اختیارش باشد باید قدردان این اختیار و این امکانات باشد، که روزی به حسرت از دست دادن یا مصرف نابجای آن مبتلا نشود.
در این جلسه فقط یک فراز از سورۀ بلد را مورد بحث قرار دادیم.

سورۀ بلد با سوگند به سرزمین مکه که شرافت سرزمین مکه به وجود خانۀ خدا در آن است وهَذَا الْبَلَدِ الامین، اصل امنیت سوره مکه به خاطر خانۀ خدا است. سورۀ بلد با سوگند به سرزمین مکه و سوگند به مقام معنوی پدری و فرزندش آغاز می شود که دربارۀ بنی آدم مطلب مهمی را در بین بگذارد و آن بنی آدم انسان است که لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ این فراز آغازین سورۀ مبارکۀ بلد بود که جلسه گذشته توضیحاتی پیرامون آن گفتیم اما در برنامۀ امروز از آیه 8 به بعد را یک مرور می کنیم نخست خدای تبارک و تعالی بعضی از نعمت هایی را که در اختیار انسان قرار داده برای او متذکر می شود که أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَیْنَیْنِآیا ما به انسان 2 چشم ندادیم ، چشم از مهمترین نعمت هایی است که خدا در اختیار انسان قرارداده برای اینکه اشیاء و پدیده ها را ببیند و انشاء الله با این چشم بتواند حقایق را ببیند . وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ آیا ما یک زبان و دو لب به انسان ندادیم که زبان هم می تواند وسیله ای برای بازگو کردن حقایق باشد و لب ها هم وسیله هایی هستند در چهره ما که اسباب تکلم ما را فراهم می کند. وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ آیا ما او را به 2 راه راهنمایی نکردیم که مقصود راه خوب و بد است، راه خیر و شر است. همانطور که گفتیم در سوره مبارکه انسان ، إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ، این نعمت هایی است که خدای تبارک و تعالی در اختیار انسان قرار داده این نعمت ها را متذکر می شود ، که چی؟ قرآن  کریم می فرماید: فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ چرا او با وجود  این نعمت ها داخل در عقبه نشد، اقتحام به معنای داخل شدن و به معنای ورود است بعد می فرماید: وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ اصلاً تو چه می دانی که آن عقبه چیست. آیات بعد که فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ. شرح آن عقبه است ولی قبل از اینکه ما آن آیات را ذکر کنیم عقبه عبارت از راه ناهموار کوهستان است شما اگر بخواهید به قله برسید در کوهنوردی چکار باید بکنید ؟ باید این دشت های صعب العبور، آن دامنه های صعب العبور را یکی پس از دیگری در بنوردید و از آن بگذرید تا به یک قله برسید. حالا خدای تبارک و تعالی اینجا با استعاره از راه دشوار کمال با ما سخن می گوید. این که ما به شما زبان دادیم ، این که ما به شما 2 چشم دادیم، این که ما به شما لب دادیم که این نمونه ای از نعمت هایی است که در اختیار شما قرار داده شده است برای اینکه شما خودتان را در داخل عقبه بیندازید. عقبه راه ناهموار کوهستان است برای اینکه شما به قله برسید ناهمواری ها را باید تحمل کنید. 
برای اینکه شما به قله سعادت و معنویات بگذرید باید وارد عقبه معنوی بشوید این عقبه معنوی ورودش و ظهورش و ورودش با چیست؟ قران می فرماید: با از خود گذشتگی، این از خود گذشتگی تجسم در چه اعمالی دارد. می فرماید: فَكُّ رَقَبَةٍ آزاد کردن گردنی، رقبه به معنای گردن است در زبان عرب. اما گاهی گردن کنایه ای از انسان است. آزاد کردن انسان. انسانی را آزاد کنید . أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ یا اینکه به اطعام اقدام بکنید. اطعام طعام به گرسنگان ، در چه روزی؟ در آن روزی که قحطی بیداد می کند. اطعام طعام همیشه پسندیده است و همیشه به آن توصیه شده است. ولی در روز قحطی قطعاً صواب و ارزش دیگری دارد .چون  ذِی مَسْغَبَةٍ یعنی روزی که صاحب گرسنگی است یعنی ایام قحطی به چه کسانی؟ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ یتیمی از بستگان ، او مسکین أَوْ مِسْكِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ یا مسکینی که خاک نشین شده . متربه از تراب می آید، تراب به معنای خاک مسکینی که نای حرکت ندارد و در خاک افتاده است. ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ  در عین حال انسان باید از سنخ مومنان باشد. مومنانی که سفارش به صبر و سفارش به رحمت می کنند که در این صورت أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ چنین گروهی سعادتمندان هستند. نکته مهمی که در این آیات باید به آن توجه داشته باشیم این است که خدای تبارک و تعالی برای اینکه انسان به قلۀ کمال برسد آمده مسائل اجتماعی را از قبیل یتیم نوازی به گرسنگان پرداختن، انسان ها را آزاد کردن، اینها را گذاشته در کنار یک مفهوم معنوی و آن ایمان آوردن به ذات پروردگار است. یعنی در اسلام مسائل مادی و اجتماعی از مسائل معنوی و خدایی و خداپرستی جدا نیست و لذا در بعضی از آیات می فرماید : ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات که آمنوا اشاره به جنبه ذهنی، روحی و معنوی دارد . عملوا الصالحات اشاره به اقدامات مناسب اجتماعی. اگر انسان بخواهد پا در جاده کمال بگذارد و در حقیقت دامنه های دشوار کمال را وارد شود و بپیماید هم باید در حوزۀ ایمانی و هم باید در حوزۀ اخلاق اجتماعی ملبس به اخلاق های نیکوی اجتماعی و به ویژه از خود گذشتگی شود و آن هم در شرایط سخت و دشواری که برای یک جامعه به وجود می آید. در فراز آخر سورۀ بلد خدای تبارک و تعالی از کافرانی سخن می گوید که آنها جزء اصحاب شمال، نگون بختان و اصحاب نحوست هستند که در آتش های الهی زندانی می شوند.





نوع مطلب : تفسیر قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:04 ق.ظ
Hello, i think that i saw you visited my blog so i came to “return the favor”.I am attempting to find things to enhance my site!I
suppose its ok to use a few of your ideas!!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:39 ق.ظ
Hi there, just became aware of your blog through Google, and found that it is truly informative.
I'm gonna watch out for brussels. I'll be grateful if you continue this in future.
Many people will be benefited from your writing.
Cheers!
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:28 ق.ظ
What you published was actually very logical. However, what about this?
what if you wrote a catchier post title? I mean,
I don't want to tell you how to run your blog, however suppose you added something
to maybe get folk's attention? I mean سیروان دانلود - تفسیر سوره ی بلد is kinda boring.
You could peek at Yahoo's home page and see how they create news headlines
to grab viewers to click. You might add a related video
or a related pic or two to grab readers interested about
what you've got to say. Just my opinion, it could bring your blog a little bit more interesting.
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:02 ب.ظ
It's very trouble-free to find out any topic on net as compared
to textbooks, as I found this paragraph at this
web page.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:56 ق.ظ
I always emailed this webpage post page to all my associates, as if
like to read it then my contacts will too.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:31 ب.ظ
Whoa! This blog looks just like my old one! It's
on a totally different topic but it has pretty much
the same layout and design. Excellent choice of colors!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 06:41 ق.ظ
I've been surfing online more than 4 hours today, yet I never found any interesting article like
yours. It is pretty worth enough for me. In my view, if all
webmasters and bloggers made good content as you did, the
web will be a lot more useful than ever before.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:12 ق.ظ
Very nice post. I simply stumbled upon your blog and wanted to mention that I've really
enjoyed surfing around your blog posts. After all I'll be subscribing on your feed and I am hoping you
write again very soon!
جمعه 11 فروردین 1396 03:03 ب.ظ
This is a topic that's close to my heart... Cheers! Where are
your contact details though?
دوشنبه 18 بهمن 1395 03:38 ق.ظ
پیدا کرم
جمعه 4 مرداد 1392 09:43 ق.ظ
شما لینک شدید لطفا منو با عنوان
طرفداران بارسلونا لینک کنید

اگر هم با تبادل بنر موافقید خبرم کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :